برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
یه سفر یهویی به شیراز برامون پیش اومد. از دشت ارژن به بعد همه ش برف می بارید. خیلی هیجان انگیز شدم مث ندیده ها همه ش استوری می ذاشتم سیصد نفر پیام دادن کجام. فک می کردن دارم می رم اصفهان خ
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
بعد از پنج سال دوباره حافظ رو دیدم.
حیف که دیوان حافظم همرام نبود.
هوا اونقدر سرد بود که نتونستیم بمونیم.
شکیب هم هی می گفت بیا عکس بگیریم.
کلا اونجور که دوس داشتم به دلم نچسبید.
سر یه فرصت بهتر دوباره باید برم.
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
رفتم شلوار جین بگیرم. بعد اونی که خوشم اومده بود رو گفت قدش نوده. خیلی تو ذوقم خورد. گفتم سایز نود و پنج یا صد چی دارین گفت هیچی به خانمه گفتم خب همه که نود نمی پوشن. بعد شلوار خودمو نشونشدادم گ
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی